کتاب سرخ فیلسوف اُرُد بزرگ: «زندگی پیشکشی است، برای شاد زیستن... ستایش غم، تمجید از مرگ است. سرزمین غمزده، میراثی برای آیندگان ندارد.» (فرگرد ۸)

دستگاه فلسفی اُرُدیسم: هایدگر انسان را در قفسِ مفهومی به نام «دازاین» (Dasein) حبس کرد و سرنوشت او را «پرتاب‌شدگی» به جهانی پوچ و «هستی‌ِ رو‌به‌مرگ» تعریف نمود. او به جای آنکه انسان را به «عشق به هستی» و «همزیستی آگاهانه با گیتی» دعوت کند، او را در مردابی از اضطراب، دلهره و انزوای وجودی غرق ساخت. در مقابل، دستگاه اُرُدیسم با قاطعیت اعلام می‌کند که انسان «سرشاخه‌ای از گیتی» است که برای شکوفایی، پایکوبی عاشقانه و زندگی‌آفرینی آمده است، نه برای لم دادن در سایه‌ی سنگینِ مرگ و پوچی.

حکمِ اُرُدیسم: مارتین هایدگر نه یک فیلسوفِ حقیقت‌جو، که یک «فلسفه‌بازِ ماهر» بود که با ابداعِ واژگانِ پیچیده، ثقیل و توخالی، نیهیلیسم و انفعال را تقدیس کرد. او چنان در توهماتِ انتزاعی و خودشیفتگیِ فکریِ خود غرق شد که در عمل، به راحتی در دامِ ایدئولوژی نازیسم افتاد و اندیشه‌اش را به ابزاری برای توجیهِ استبداد و خونریزی تبدیل نمود. هایدگر به وضوح ثابت کرد که فلسفه‌ی غربیِ مدرن، نه تنها راهگشای انسان نیست، بلکه با پرستشِ «اضطراب» و «مرگ»، ذهن نسل‌ها را فلج و آماده‌ی پذیرشِ فاجعه می‌کند.

اُرُدیسم این سرابِ متعفن را در هم می‌شکند: ما اینجا نیستیم که به سمتِ مرگ بدویم؛ ما اینجا هستیم تا با «عشق به آزادی» و «عشق به انسانیت»، جزیره‌ی تمدنیِ خود را بسازیم. هایدگر در «جنگل سیاهِ» انزوای خود گم شد؛ اُرُدیسم در «گلستانِ روشنِ هستی» شکوفا می‌شود.