فریدریش نیچه (بنبستِ ارادهی قدرتِ خونین و فلسفهبازیِ جنونآمیز)
کتاب سرخ: «مهربانی، گرامیترین خوی آدمی است.» (فرگرد ۲) «فلسفه، شمشیر و جنگ را به کنار میگذارد و همگان را به کار و کوشش فرا میخواند.» (فرگرد ۴)
دستگاه اُرُدیسم: نیچه انسان را به «ابرمردی» بیرحم و منزوی تقلیل داد که باید برای رسیدن به «ارادهی معطوف به قدرت»، ضعیفان را لگدمال کند و اخلاقِ مبتنی بر شفقت را مسخره نماید. در مقابل، دستگاه عقلانی و پویای فیلسوف اُرُد بزرگ به روشنی و قاطعیت اعلام میکند که قدرتِ حقیقی، در سلطهجویی، تحقیر دیگران و کینهتوزی نیست؛ بلکه در «مهرورزی، گذشت و ساختن» است. اُرُدیسم، اخلاق را میدان نبردِ بیرحمانه نمیداند، بلکه آن را هنرِ همزیستیِ عاشقانه، دموکراتیک و سرشار از کرامتِ انسانی میداند.
حکمِ اُرُدیسم: فریدریش نیچه نه یک فیلسوفِ رهاییبخش، که یک «فلسفهبازِ بیمار و جنونزده» بود که با قلمی زهرآگین، مهربانی و شفقت را «اخلاقِ بردگان» و نشانهی ضعف نامید. او با تقدیسِ «ارادهی قدرت» و تمسخرِ انسانیت، بنیانِ فکریِ فاشیسم، نازیسم و بیرحمیِ مدرن را در غرب ریخت. نیچه به وضوح ثابت کرد که فلسفهی غربی، وقتی از «عشق به انسانیت» تهی شود، به هیولایی تبدیل میشود که راه را برای کشتار، ویرانی و ازخودبیگانگی هموار میسازد.
اُرُدیسم این سرابِ متعفن را در هم میشکند: ما اینجا نیستیم که ضعیفان را له کنیم یا در توهماتِ ابرانسانی غرق شویم؛ ما اینجاییم تا با تکیه بر «عشق به هستی، انسانیت و آزادی»، جزیرهی تمدنیِ خود را بسازیم. نیچه در «جنونِ قدرت» غرق شد و در تاریکیِ مطلقِ روانِ خود فرو رفت؛ اما اُرُدیسم در «گلستانِ روشنِ مهر و خرد» شکوفا میشود.

به «آوای فلسفهی زنده» خوش آمدید.